تقدیم به رضای خودم یکی بود یکی نبود،زیر این سقف کبود،یه غریب آشنا،دل و جونم رو ربود، اینجوری نگام نکن،گل یاس مهربون،اون غریبه خودتی،همیشه باهام بمون. تقدیم به تو که عزیزترینی... دلم تنگ است نمی دانم زتنهایی پناه آرم کدامین سوی پریشان حالم و بی تاب می گویم قلبم بی امان محتاج مهر توست نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من به دنبال تو همچون کودکی هستم و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را که شاید اندکی آرام گیرد دل دلم تنگ است و تنهایی به لب می آورد جانم بیا تا با تو گویم ازهیاهوی غریب دل که بی پروا تلنگر می زند بر من و می گوید به من نزدیک نزدیکی به دنبال تو می گردم به سویت پیش می آیم چه شیرین است پر از احساس یک خوشبختی نابم پر از امید سبز خوب دیدارم و می خواهم که نامت را به لوح سینه بنگارم ونجوایی کنم در دل و گویم تا ابد من دوستت دارم... ![]()

![]()
![]()
![]()

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 11:40 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
سلام بچه ها سال نو مبارککککککککککککککککککککککککککک اینا رو چه جشنی گرفتن امیدوارم سال خوبی داشته باشین و به همه ی آرزوهاتون برسین بخــــوان ای بلــبل خوش خوان که باز از نو بهار آمد نسيـــــم رفته زين گلشــــــن به رخش گــــل سوار آمد گذشت آن حسرت پائــــــــــيز ، بهار آمد فرحت انگيز زغـــــــم شد ساغــــــرم لبريز، بهار خـــوشگوار آمد بخــــــوان مرغ هـــــزارآوا ، کنون آهنـــــگ دلشادی که رنگين شد چمن از گل ، درخــت اکنون به بار آمد بهر سو جلوهً رنگ است ، سرور عشق و آهنگ است طبيــــــعت مست اورنگ است ، بهاران هم خمار آمد بهاران جلوه ها دارد ، مگر سير و صـــــــــــفا دارد؟ چه رازی در قـــــــفا دارد ، که باز از نو چو پار آمد زدشـــــت و دامـــــن صحرا ، زشــــــور و نالهً دري به گــــــوش آيد همـــــين آوا ، بهـــــــار آمد بهار آمد
![]()

![]()


ღღ رضا و دلارامღღ
ღღبهار ۸۷ ღღ 
اینم ماله رضای خودم![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 16:56 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ
سلام این شعر رو که براتون می نویسم خیلی دوسش دارم امیدوارم خوشتون بیاد. کاوه یغمایی هم خونده توی جاده تک و تنها یه مسافر توی شبهام کوله باره غم رو دوشش صد هزار قصه تو گوشش نمی دونم که کجا بود نمی دونم که کجا رفت رو تنش گرد مصیبت توی مرداب حقیقت طمع تلخ یه جدایی اونو با غم داده عادت نمی دونم که کجا بود نمی دونم که کجا رفت فقط اینجارو نمی خواست بی صدای بی صدا رفت رفت رفت رفت دستای سردو سیاهش چشمای مونده به راهش یه کسی بوده که رفته زندگی شده تباهش نمی دونم که کجا بود نمی دونم که کجا رفت فقط اینجا رو نمی خواست بی صدای بی صدا رفت
![]()
![]()

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 15:45 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |

الو سلام
منزل خداست؟
اين منم مزاحمي که آشناست
هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است
ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست
شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است
به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟
الو
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟
چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر
صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم
شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست
دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم
پناهگاه اين دل شکسته خانه ي شماست
الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست
دوباره ...
تا خدا خداست...
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 20:28 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
کربلا تیره گشت و پر آشوب
کرد عمر حسین چونکه غروب![]()
گرد غم شد بر آسمان ز زمین ![]()
آسمان خون گریست زین آشوب![]()
شد گل آلود و سرخ آب فرات![]()
وا حسینا نوشت وقت رسوب![]()
پهنه کربلا به خود لرزید![]()
چونکه بنیاد عدل شد مخروب![]()
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 11:24 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
سلام... سلام...
خوفین بچه ها؟منم خوفم الان اینجا پره برفه.نمی دونین که برف بازی چه مزه ای داره رضا ای کاش توام اینجا بودیو با هم برف بازی می کردیم تازه امروز رفتیم برف بازی.دوست جونم (نیوشا)منو پرت کرد تو برفا.همه با هم هم دست شدن منو انداختن منم لباسه گرم نپوشیده بودم سردم شد من گوش ندادم. تازه امروز چند بار برقمون قطع شد.منم به رضا اس ام اس دادم و گفتم نگران نشه. الان خوب شده راستی رضا فردا امتحانش تموم میشه.آخ جوننننننننننننننننن خب حالا ۱ عکس توپ می ذارم واستون کلی بخندین.البته فکر کنم تکراری باشه خدا کنه ندیده باشین ۱ کی دیگه ![]()
.
.
.
رضا شبه قبلش گفته بودا لباسه گرم بپوشم.![]()
.اما خدا رو شکر![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 14:59 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
بیشتر از آنچه که تصور میکنی دوستت دارم و بیشتر از آنچه باور داری عاشق تو هستم.
بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم.
عزیزم من محتاج تو هستم.
و بدون تو زندگی برایم مفهومی جز تاریکی و سیا هی ندارد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 15:28 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |