|
كجاست جاي تو در جملهي زمان كه هنوز… و با چه قيد بگويم كه دوستت دارم؟ سؤال ميكنم از تو: هنوز منتظري؟ چه قدر دلخورم از اين جهان بيموعود جهان سه نقطهي پوچي است، خالي از نامت همه پناه گرفتند در پي «هرگز» ولي تو «حتما»ي و اتفاق ميافتي! محمد سعید میرزایی + نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 23:25 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
سلام بچه ها اول از همه شهادت حضرت علی(ع) رو
به همه تسلیت می گم. دوم اینکه ۱ خبر داغ واستون دارمممممممممممم. امروز اولین سالگرد دوستیه منو رضاست. پارسال تو همین روز منو عشقم عاشق هم شدیم به دلیل اینکه امروز روز شهادته از جشن خبری نیست. رضای من دوست دارمممممممممممممممم. راستی دیگه از فردا مدارس هم باز میشه. شروع سال تحصیلی جدیدو به همه ی بچه ها ی محصل تبریک میگم من که هیشه کم اپ می کنم. دیگه درسام شروع شده کم تر از این آپ می کنم من امسال سال سوم دبیرستانم.باید حسابی بخونم که سال دیگه که پیش دانشگاهیم اذیت نشم آگه بهتون دیر به دیر سر زدم ناراحت نشینااااا راستش من از شعر تیتراژ پایانیه روز حسرت خیلی خوشم میاد واسه همین این شعرو واستون گذاشتم: روزها فکر من این است و همه شب سخنم … که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387 17:29 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟ گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورو دوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمیرم شاخه گلي تقديم به تو كه يادت در فكر عشقت در قلب من،كلامت در ذهن من و عكس و بوي تو در ميان صفحات خاطراتم ماندگار است اي همدم لحظه هاي زيباي زندگي ام حضور آشنايت تكرار نا شدني در زندگي من شد و با تو بودن بهترين دليل شاد بودنم است اي عزيزترينم نوشتم كه بداني به حرمت عشقمان تاابد با تمام وجوددوستت دارم . هر که دلارام دید هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
اینم شعر هر که دلارام دید
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 15:45 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است شب من زاده رنگیست دگر.. هیچ کس از راز دلم آگاه نیست. هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبر ندارد. من هميشه با توام. چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست. من وتو نابترين قصه غربت شده ايم مثل سيبيم كه با عشق دو قسمت شده ايم وتو ان پاكترين الهه اي كه ميان قلب من نشسته اي ومن ان يكه ترين دختر عاشق پيشه كه تو را مي خوانم غربت من در شهرم وغريبه اي مثال تو ودلي كه مي تپد به ياد تو + نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 18:30 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
سلام بچه ها جاتون خالی ۳ روز رفته بودم ویلا کنار دریا خب بریم سر اصل مطلب یکی از شعراشو اینجا بذارم راستی رضا جونم دلم خیلی واست تنگ شده خیلی دوست دارم عشقم اینم از شعر: من از تو می مردم
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 13:15 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
رضای ِِِ من نگاهت را به چشمانم دوختی تا راهی برای عبور عشق باز کنی دستانت را حلقه ی شانه هایم کردی و خنده هایم را مرحم زخمه هایت شمردی پاهایت را هم قدم پای خسته ام به میان جاده ی نا کجا آباد گذاشتی بی خبر از سوز و داد فراق گفتی که تا ابد با من هستی مهربان من من از تو لغت عاشقی را خواندم و نوشتم به پای وصلت سجاده ی شکر را مجنون وار پرستیدم و بهر دوریت اشک ها بر دل غریب هجر ریختم آری...ای دنیای من ثانیه ها را به امید با تو بودن دیوانه می کنم . با کدام بال می توان از زوال روزها و سوزها گریخت! با کدام اشک می توان پرده بر نگاه خیره زمان کشید؟ با کدام دست می توان عشق را به بند جاودان کشید؟ با کدام دست؟ ... فروغ فرخزاد + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 14:40 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
تقدیم به رضای خودم یکی بود یکی نبود،زیر این سقف کبود،یه غریب آشنا،دل و جونم رو ربود، اینجوری نگام نکن،گل یاس مهربون،اون غریبه خودتی،همیشه باهام بمون. تقدیم به تو که عزیزترینی... دلم تنگ است نمی دانم زتنهایی پناه آرم کدامین سوی پریشان حالم و بی تاب می گویم قلبم بی امان محتاج مهر توست نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من به دنبال تو همچون کودکی هستم و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را که شاید اندکی آرام گیرد دل دلم تنگ است و تنهایی به لب می آورد جانم بیا تا با تو گویم ازهیاهوی غریب دل که بی پروا تلنگر می زند بر من و می گوید به من نزدیک نزدیکی به دنبال تو می گردم به سویت پیش می آیم چه شیرین است پر از احساس یک خوشبختی نابم پر از امید سبز خوب دیدارم و می خواهم که نامت را به لوح سینه بنگارم ونجوایی کنم در دل و گویم تا ابد من دوستت دارم...
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 11:40 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
سلام بچه ها سال نو مبارککککککککککککککککککککککککککک اینا رو چه جشنی گرفتن امیدوارم سال خوبی داشته باشین و به همه ی آرزوهاتون برسین بخــــوان ای بلــبل خوش خوان که باز از نو بهار آمد نسيـــــم رفته زين گلشــــــن به رخش گــــل سوار آمد گذشت آن حسرت پائــــــــــيز ، بهار آمد فرحت انگيز زغـــــــم شد ساغــــــرم لبريز، بهار خـــوشگوار آمد بخــــــوان مرغ هـــــزارآوا ، کنون آهنـــــگ دلشادی که رنگين شد چمن از گل ، درخــت اکنون به بار آمد بهر سو جلوهً رنگ است ، سرور عشق و آهنگ است طبيــــــعت مست اورنگ است ، بهاران هم خمار آمد بهاران جلوه ها دارد ، مگر سير و صـــــــــــفا دارد؟ چه رازی در قـــــــفا دارد ، که باز از نو چو پار آمد زدشـــــت و دامـــــن صحرا ، زشــــــور و نالهً دري به گــــــوش آيد همـــــين آوا ، بهـــــــار آمد بهار آمد
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 16:56 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ
سلام این شعر رو که براتون می نویسم خیلی دوسش دارم امیدوارم خوشتون بیاد. کاوه یغمایی هم خونده توی جاده تک و تنها یه مسافر توی شبهام کوله باره غم رو دوشش صد هزار قصه تو گوشش نمی دونم که کجا بود نمی دونم که کجا رفت رو تنش گرد مصیبت توی مرداب حقیقت طمع تلخ یه جدایی اونو با غم داده عادت نمی دونم که کجا بود نمی دونم که کجا رفت فقط اینجارو نمی خواست بی صدای بی صدا رفت رفت رفت رفت دستای سردو سیاهش چشمای مونده به راهش یه کسی بوده که رفته زندگی شده تباهش نمی دونم که کجا بود نمی دونم که کجا رفت فقط اینجا رو نمی خواست بی صدای بی صدا رفت
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386 15:45 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
الو سلام + نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386 20:28 توسط ღღرضا و عشقش دلارام کوچولوღღ |
|